|
آشنای این دیوارها
دست لرزان من است و چه می لرزد تیغ ، نرم نرمک بر رگ سرخ زمان کلاغ پَر ، من پَر و بازی از سر ، از شروع جنون کلاغ پَر ، تو پَر و جنونی عاشقانه ، از شروع یک دم کلاغ پَر ، خورشید پَر و تاریکی مطلق ، از شروع من کلاغ پَر ، وطن پَر و پُر از کفتار ، از شروع تزویر کلاغ پَر ، خدا پَر و پُر از عطر کاج ، از شروع فصل سرد کلاغ پَر ، گنجشک پَر ، من پَر ، تو پَر ، زندگی.... + نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386 5:22 توسط رها |
شب چراغ این اتاق تاریک،سوسوی نگاه مضطرب ستارگانی است که آهسته از کنار پنجره ام می گذرند و یواشکی و با ترس از این تاریکی مخوف نیم نگاهی می اندازند و بدون دیدن چشمان غم زده ام از روح های پلید که در این اتاق دیده اند برای ماه قصه ها می سازند....
و ماه هم که جایش میان ستارگان است .تکان که نمی خورد آخر ،اگر تکان بخورد و به سراغ من بیایدچشم انتظاری عاشقان را چه کند که شب های تارشان به دنبال ماهتاب می گردند؟ پس بسنده می کند به قصه های ستاره ها،و من هنوز اینجا منتظر که شاید روزی کنار پنجره ام بنشیند و بگوید تو که اینهمه وقت عاشق بودی، تو که تاریک کردی این دل روشن را به عشق من ، حال آمده ام روشنش کنم .آمده ام پاسخ دهم بی قراری شب های تنهاییت را.ولی اینها فقط قصه های کودکانه ای ست که می بافم برای شب های تنها ترم که یادشان سردی زمستان را دور کند از این اتاق. حق داری که نیایی.حق داری که هرچه بگویم دوستت دارم بیشتر دور شوی از من.آخر این ستارگان حسودند.می ترسند تنها بمانند.حتما می گویند دوری کن از او تا اگر عاشق است سراغت را بگیرد.دوری کن تا ثابت شود چقدر برایش مهمی.اما آنها خوب می دانند.آخر شبها پشت پنجره ام لی لی بازی می کنند و یواشکی گوش می خوابانند به صدای دل شکسته و ساز ناکوکم.آنها می دانند هر قدم که دور می شوی یک گلبرگ می افتد.حتما دیو و دلبر را به یاد داری.گل عمرم را گفتم.می بینی چه روزگاری شده؟من دیو شده ام و تو دلبری میکنی.نمی دانم به آخرین گلبرگش می رسی یا نه؟نمی دانم تا کی می خواهی ستارگان را بیشتر از من باور کنی؟اما این را بدان گل تو ریشه دارد.از ریشه جدا شود می خشکد.پس برای دیدنت انتظار می کشد.شاید روزی هر چند دور،هر چند دیر، تو دلت مال خودت شد و به سراغش آمدی و از پشت پنجره ی کوچک این اتاق دیدی فقط دختری تنها ، با چشمانی منتظر محیا کرده شراب کهنه ی عشقش را برای نوشیدن در ماهتاب تو. + نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386 0:13 توسط رها |
|